تبليغاتX
هدیه خدای مهربون
کلینیک در دبی
 صبح رفتیم کلینیک و کارهای پزشکی رو انجام دادیم و از اونجایی که قرار بود ما واکسن داشته باشیم و با شما کاری نداشتن برعکس شد. به ما واکسن نزدن و در عوض گفتند که شما 2 تا واکسن داری.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir یکی خوراکی بود و یکی تزریقی. واکسن ضد مننژیت و اسهال. جالب بود که گفتند این واکسنها توی ایران نیست. خلاصه وقتی میخواستن به شما واکسن بزنن همه دکترا و پرستارا و کارمندهارو جمع کردن و گقتن بیاین یه Baby داریم. همگی جمع شدن و شروع کردن به آواز خوندن و دست زدن.

میگفتند:     . Babyyyyy sarinaaaaaa/ Lalala lalala lalala lalala

بله اونقدر دست زدن و آواز خوندن که سارینا خانم درد واکسن رو نفهمه. خیلی خوب بود. چون تا یه جیغ کوچولو زدی سریع پشتش شروع کردی به خندیدن به اونها

 توی کلینیک هم هرکسی تورو میدید کلی باهات بازی میکرد و نازت میداد. زودی اومدیم خونه که بهت قطره بدم که تب نکنی. 

 

نوشته شده توسط رزا در شنبه 24 اسفند1387 ساعت 6:55 بعد از ظهر | لینک ثابت |