
عروسک قشنگم
بالاخره موعد یک سفر طولانی رسید
فردا مسافریم اونم به اون سر دنیا و جایی که فکر میکنم سرنوشت برای تو رقم زد
من و بابایی معتقدیم که این روزی توست و باید تلاشمون رو بکنیم که آینده ای خوب برات بسازیم. تو با اومدنت برندت شدن توی لاتاری گرین کارت رو آوردی و ما هم پیگیری کردیم و از خدای مهربون خواستیم که اگر خیر و صلاحه خودش روبراهش کنه و خوشبختانه شد . یعنی همه چی خوب پیش رفت و حالا دیگه موعدش رسیده که بریم و گرین کارت آمریکا رو بگیریم.
امیدوارم که این کار ما آینده خوبی رو برای تو درپیش داشته باشه
فردا شب عازم هستیم و سفر طولانی درپیش داریم و امیدوارم که خیلی بهت سخت نگذره.
خیلی خیلی دوستت داریم و بهترینهارو از خدای مهربون برات آرزو و طلب میکنیم.
این آخرین نوشته ایه که قبل از سفر برات مینویسم/ وقتی برگشتیم ادامه میدم.
راستی ما برای اینکه اولین سال تولد تو در ایران و کنار خانواده نیستیم یه تولد برات گرفتیم که همه باشن اما من فرصت نکردم عکساشو بزارم. وقتی برگشتیم میزارم و مینویسم.
البته روز اصلی تولدت حتما توی آمریکا هم برات تولد میگیریم
خیلی خیلی خیلی دوستت داریم فرشته الهی قشنگ و خوش روزی


امروز فرشته الهی ما ۱۱ ماهش تموم شد

عزیز دل مامان و بابا ۱۱ماهگیت مبارک باشه

فرشته کوچولو قشنگ من
اونقدر شیرین و خوردنی شدی که هر چی بگم کم گفتم. شیطون بلایی هستی که نگو دلبری هستی که لنگه نداری شیطونک من
آنچنان بامزه خودتو لوس میکنی و تو دل همه خودتو جا کردی که نگو همه حسابی دوستت دارن چه برسه به ما که همه چیز مایی

چهار دست و پا راه میری و تندی خودتو به هر چی میرسونی. اصلا دعوا نمیدونی چیه.
اگرم دعوات کنم یا اخم کنم فکر میکنی بازیه و جیغ میزنی و تند تند میدوی
چشم میچرخونم دستت رو به میزی مبلی یا هر جایی گرفتی و بلند شدی / هیچی نشدی میخوای راه بری اونم بدو بدو
خیلی هم خوش خنده و خوش اخلاق و خوشرویی که همه عاشقت میشن
موش موشک بازی میکنی / کلاغ پر بازی میکنی. ما میگیم کلاغ.... تو میگی: پ.....
گنجیشگ..... پ.... / بعدش هم تا نگفته سارینا پر و سارینا که پر نداره تند تند دست میزنی یعنی برسیم به آخرش که دست بزنیم و بگیم سارینا که پر نداره .....
وقتی بابایی شبا میاد که کولاکی میکنی. تا صدای کلید میشنوی آنچنا بابا بابا میکنی و میدویی و هر چی سر راهت باشه میزنی کنار و ... که ما فقط غش میکنم از خنده
خلاصه که از شیرین کاریهات هر چی بگم کم گفتم. تند تند حرف میزنی و منم مثل خودت جواب میدم غش غش میخندی که انگار من دارم جک میگم برات
خلاصه که هلاکتیم و انشاا... که همیشه سلامت باشی و در کنار هم خوش باشیم
الهی آمین یا رب العالمین
خیلی دوستت داریم سارینا

امروز یه روز خوبه
امروز بالاخره ویزای بابایی هم دراومد و ما خیلی خیلی خوشحالیم
کلی ناراحت بودم که شاید مجبور شیم من و تو بدون بابایی بریم. اما الهی شکر که هر ۳ با هم میریم
و دیگه باید یواش یواش شروع کنم به جمع و جور و آماده شدن برای سفر به آمریکا
خدای مهربون ازت ممنونیم که ما سه نفر رو با هم راهی این سفر دور کردی و ازت میخوایم که خودت پشت و پناهمون باشی و عاقبت بخیرمون کنی و بهترینهارو برامون مهیا کنی.
الهی آمین یا رب العالمین
عزیز دل مامان و بابا عمر ما/ زندگی ما/ هستی ما/ روزی و برکت ما/ روشنی خونه ما
خیلی خیلی خیلی دوستت داریم
روزی هزار بار خدای مهربون رو بخاطر داشتن تو فرشته الهی شکر میکنیم
هر روز کارات بامزه تر و شیرینتر میشه
یکی از کارای هر شبت بهم ریختن آشپزخونه مامانیه. میری سر سبد و هر چی کیسه توی اونه میریزی بیرون و کلی حال میکنی. چشم میچرخونم تمام آشپزخونه رو نایلون و کیسه برداشته
میگی نه نگاه کن

یه سرگرمی دیگه اینه که تا من میخوام پوشکت رو عوض کنم یکی هم باید بدم دستت تا عکس روش رو ببینی. بعدش هم که نشستی بزاری روی سرت و بازی کنی. البته اینکه مثل کلاه بزاری سرت رو بابایی یه بار انجام داد ولی تو هم خوشت اومده و شد بازی هر شب.
میگی نه نگاه کن
اینم که معلومه دیگه. لباسهای مامانی رو بار زدی رو روروئک و الهی به امید تو
از اینور سالن به اونور سالن و حسابی هم خوشحالی مکنی که بارداری.
من داشتم کار میکردم که شنیدم بابایی میگه: چی کار کردی سارینا؟ بار زدی تو ماشینت؟ اینا چیه؟ مامانی بیا ببین سارینا بار داره. اومدم و دیدم بله لباسهارو بار زدی داری با خودت میکشی اینور و اونور



امروز فرشته الهی ما ۱۰ماهش تموم شد

عزیز دل مامان و بابا ۱۰ ماهگیت مبارک باشه

عروسک ما به چشم بر هم زدنی ۱۰ ماهش تموم شد و روزهای خیلی خیلی خوبی رو با هم داشتیم.
قشنگ من تازگیها یه کارایی میکنی که دلمونو میبری. یه اداهای تازه ای که غش میکنیم برات.
اینم زبون درازت
برات از شبا بگم که بابایی میاد تا صدای کلید پشت در میشنوی آنچنان بالا پایین میپری که بری دم در. بعدش هم که بابایی در رو باز میکنه جیغهایی میکشی و بالا و پایین که خودتو برسونی بهش. ما هم که ضعف میکنیم برات
خودتو موش میکنی و فو فو میکنی و خیلی بامزه میشی. خیلی قشنگ با خودت و اسباب بازیهات بازی میکنی و حرف میزنی. گاهی حرف زدنت خیلی طولانیه و ما هم نگاهت میکنیم.
دل مادر بزرگخا و پدربزرگها و خاله ها و عمو رو که دیگه نگو. هر کدوم یه جوری برات هلاک هستند
اونقدر قشنگ متفکرانه نگاه میکنی که نگو. انگار چه مسئله مهمیه
اینم عکس متفکرانه

![]() |
![]() |

دوباره
هــــــــــــــــــــــورااااااا هــــــــــــــــــــــورااااااا
دومین دندون فرشته الهی ما نیش زد بیرون
مبارکت باشه عزیز دلم مامان و بابا
همش فیش فیش میکنی چون خوشت میاد که آب دهنت پشتش جمع بشه موش موشک شدی حسابی و دل مارو میبری
حسابی خوش اخلاق و خوش خنده / بازیگوش و زبل و شیطون

تازگیها که میخوام ازت عکس بگیرم اداهایی در میاری که نگو / همه کار میکنی که اونطوی که میخوام عکس نگیرم و سر کارم بزاری / ولی خداییش چه عکسهای نمکی میشه
اینم یکیش
خداییش ببین چه ادایی درآوردی. وقتی اینجوری میکنیا دلم ضعف میره

امروز روز پدره


روزت مبارک بابایی گلم
تو بهترین بابای دنیا هستی و خیلی دوستت دارم
بابایی خوب و قشنگ انشاا... سالهای طولانی زنده باشی و با مامانی کنارم باشین
و زندگیمون همیشه شیرین باشه

هـــــــــــــــــــورا
هـــــــــــــــــــورا
بلــه امروز صبح بالاخره دندونهای سارینا خانم گل گلاب هم بالاخره زد بیرون.
مبارکت باشه عزیز دلم
عسلک من خیلی خیلی اذیت شدی برای دندونت. تب کردی و بیحال شدی. خیلی بی تابی میکردی و اصلا میلی به غذا نداشتی. فقط و فقط شیر خوردی. اسی هم اومد سراغت و خلاصه دلم برات کباب شد با حال و روزی که داشتی. فقط خودت رو چسبونده بودی به من ولی توی همون بیحالی میخندیدی اما خوب خنده هات بیحالی بود![]()
انشاا... که دندونهای بعدیت اینقدر اذیتت نکنه عزیز دل قشنگم
نگینهای قشنگ رو لته ات مبارک باشه

![]()

امروز فرشته الهی ما ۹ماهش تموم شد

عزیز دل مامان و بابا ۹ماهگیت مبارک باشه
دختر قشنگم خیلی خیلی شیرین و بامزه شدی. یه کارایی میکنی که دلمونو میبری. هرچی بزرگتر میشی عسلی تر میشی. پوف پوف میکنی. دست میزنی و از هیجان دهنت رو ۱ متر باز میکنی.
اینم عکست موقع تماشای تلویزیون و در حال هیجان

تند تند سینه خیز میری و بالاخره خودت رو به هدفت میرسونی. خیلی قشنگ غذا میخوری و به به هم میکنی و منو بوس میدی. خلاصه که حسابی هلاکتیم فرشته الهی قشنگ

حسابی با مادرجون و پدر جون و عمو آرش کیف میکنی. پدرجون میگه از وقتی که من خونه هستم و سارینا میاد خیلی خوبه وگرنه دق میکردم. گاهی وقتا میگه اجاره سارینا چقدره که نبریش خونه![]()
خلاصه که کلی ازت تعریف میکنن و میگن که خیلی خانمی و دختر خیلی خیلی خوبی هستی . منم کلی کیف میکنم که تو خانمی و دلبر
